شير على خان لودى

280

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

موبه‌مو در ناله‌ام گويى كه استاد ازل * رشتهء جانم به جاى تار در طنبور بست مسمّات ، آتونى - بسيار بافهم و مجلس‌آرا و سليم الطّبع بوده . منكوحهء ملّا بقائيست كه امير نظام الدّين على شير - رحمة اللّه عليه - معتقد او بود . گويند ملّا بقائى را با آتون [ كذا ] مشاعره بسيار دست مىداد و نكته‌هاى رنگين و باريك در ميان مىآمد ، از آن جمله آنكه نوبتى ملّا اين رباعى فرمود : ياران ستم پيرزنى كشت مرا * [ كاواك ] 182 شده چونى از او پشت مرا گر پشت به‌سوى او دمى خواب كنم * بيدار كند به ضرب انگشت مرا آتونى در جواب نوشت : همخوابگى سست‌رگى كشت مرا * رويى نَبُوَد از او به‌جز پشت مرا قوّت نه چنان كه پا تواند برداشت * بهتر بُوَد از پشت دوصد مشت مرا مسمّات ، آقابيگه اباق جلاير - گويند كه وى در ايّام سلطان حسين بهادرخان در بلدهء هرات مرجع خاصّ و عام بوده و جمعيّت تمام و اموال با سرانجام داشته و خدم و حشم و زوايات ( ؟ ) از گاو و گوسپند و اسب و شتر و باغات و دكاكين بسيار داشت و هر سال فضلا و شعرا را از غلّهء خود وظيفه مقرّر ساخته بود ؛ ناگاه در يك‌فصل قضيّه‌اى اتّفاق افتاد كه وظيفهء خواجه آصفى تأخير يافت ، ازآن‌جهت خواجه اين قطعهء محتمل نظم كرده ، فرستاد ، چون به مطالعهء آقابيگه درآمد ، بخنديد ، حسن ادايش پسنديده ، غلّهء مقرّره مع شىء زائد ارسال داشته : ايا عروس خطابخش جرم‌پوش بگو * كه كى وظيفهء ما را قرار خواهى داد به وقت غلّه مرا گفته‌اى كه بار دهم * سرم فداى درت چندبار خواهى داد اين مطلع از واردات اوست : آه از آن دامى كه دارد رشتهء جان تاب از او * واى بر فعلى كه هردم مىخورد خوناب از او مسمّات ، آرزويى - از [ محفوظهء ] 183 سمرقند است . بسى خوش‌گوى و شيرين‌كلام بوده . گويند به چهره آفتابى بود جهانتاب و عالم‌افروز و در عشوه‌گرى آتشى بود عاشق‌سوز ، و سخن را بسيار نازك گفتى ، چنانچه اين مطلع برجسته يادگار اوست : شديم خاك رهت گر به درد ما نرسى * چنان رَويم كه ديگر به گَرد ما نرسى آقابيگه - دختر مهتر قراى خراسانى بود كه در سركار محمّد خان تركمان به منصب مهترى